ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

314

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

« بند سيم » چون شد بساط آل نبى در زمانه طى * آمد بهار گلشن دين را زمان دى يثرب بباد رفت به تعمير ملك شام * بطحا خراب شد بتمناى ملك رى سرگشته بانوان حرم گرد شاه دين * چون دختران نعش بپيرامن جدى نه مانده غير او كسى از ياوران قوم * نه زنده غير او كسى از همرهان حى آمد بسوى مقتل و بر هركه مىگذشت * مىشست ز آب ديده غبار از عذار وى بنهاد روبروى برادر كه يا أخا * در برگرفت تنگ پسر را كه يا بنى غمگين مباش ، كامدمت اينك از قفا * دلشاد باش ، مىرسمت اين زمان ز پى آمد بسوى معركه آنگه زبان گشود * گفت اين حديث و خون ز دل آسمان گشود « بند چهارم » منسوخ شد مگر بجهان ملت نبى * يا در جهان نماند كس از امت نبى ما را كشند و ياد كنند از نبى مگر * از امت نبى نبود عترت نبى حق نبى چگونه فراموش شد چنين * نگذشته است اين‌قدر از رحلت نبى اينك به خون آل نبى رنگ كرده‌اند * دستى كه بود در گرو بيعت نبى يا رب تو آگهى كه رعايت كسى نكرد * در حق أهل بيت نبى حرمت نبى اين ظلم را جواب چه گويند روز حشر * بر كوفيان تمام بود حجت نبى ما را چو نيست دست مكافات ، داد ما * گيرد ز خصم دست حق و غيرت نبى پس گفت اين حديث و جوابش كسى نداد * لب‌تشنه غرق خون شد و آبش كسى نداد الى آخر . * ( 125 - وفات مرحوم مير عبد الباقى 29 امام جمعه اصفهانى ) * اعلى الله مقامه در جلد اول ( سال 1198 ص 79 شمارهء 42 ) شرحى در مبدا عنوان امام‌جمعگى در مذهب اسلام نوشتيم ، و اينجا گوئيم كه مرحوم مير عبد الباقى 29 صاحب اين عنوان فرزند مرحوم مير محمد حسين 28 بن مير محمد صالح 27 بن مير عبد الواسع 26 بن مير محمد صالح 25 بن مير اسماعيل 24 خاتون‌آبادى - رحمه اللّه - است .